چه خبره...
ممنون دوست خوب و بی اعصاب ..... که کامنتت خیلی بهم چسبید
ـــــــــــــــــــــ
داریم کابینتا رو عوض می کنیم. اولش با کلی ذوق و شوق، ولی حالا داریم دسته جمعی به خودمون و نصابای بدقول ایکبیری و پسر بی ریخت همسایه و زمین و هوا و .... فحش و لعنت می فرستیم که این چه غلطی بود کردیم؟؟!!!
یارو چاهار تا اسکلت کابینت و جاظرفی گذاشته تو آشپزخونه و رفته دنبال کارش.... ما هم موندیم ویلون و سیلون با یه خونه ترکیده و رو هوا !!
ـــــــــــــــــــــــ
اون روز شیرینی آرد نخودچی درست کرده بودم. خیلی خوشمزه شده بود. قیافه اش تعریفی نداشت چون از این قالبای مخصوص نخودچی که شبیه گل چهار پره، نداشتم، مدل سکه ای درست کردم.. ولی مزه اش همه این شیرینی نخودچیای بیرونو میذاشت تو جیب بغلش
ـــــــــــــــــــــــ
چند روزه همش دارم می خوابم...قیافه مو ببینین، شبیه کوالا شدم:)))) یا زیر کرسی یا جلوی بخاری همش ولو میشم و می خوابم.
ـــــــــــــــــــــــ
شب یلدای شولغ پلوغی خواهیم داشت به امید خدا.....هم خودمون مهمون داریم هم اینکه باید برای زن هوشنگ شب چله ای ببریم. باید کیک سفارش بدم براشون....خرید زمستونی هم می خوان براش بکنن. خلاصه بلبشوییه که بیا و ببیییییین!!!
ــــــــــــــــــــــ
خوش باشین:)