ارشاد زورکی به راه مثلا راست...

زمانی که به دخترای جوونمون تو مترو و خیابان و...تعرض میشه و موهاشون رو  قیچی می کنن بدون اینکه بفهمن با آدم طرفن نه با یه گوسفند تو فصل پشم چینی، به نظرم وقتش رسیده سرمونو بذاریم و در کمال بی آرامشی بمیریم.

سگم کرد حسابی...

دو ساعت شایدم بیشتر حرف زدم بعدش دیدم هیشکی دو کلمه ش رو هم نفهمیده. می شنیدن ها اما درک نمی کردن.

دو تا انگ آنچنانی هم عموم بهم زد و بابام در سکوت قاطی کرد و صدای خودم گرفت چون کم نیاوردم جلوشون و البته گلوم تو بغض خفیفی گیر کرد که چرا اینا خودشونو زدن به نفهمی(میدونم که باهوشن) و ماجرا ظاهرا تموم شد......

تهش فهمیدم آدم روراست خر است.

ــــــــــــــــــــــــــــ

نمی دونم چرا هرکی عزاداری می کنه تو محرم و دو قطره اشک واسه حسین می ریزه، فکر می کنه بهشتو خریده و بقیه همه هرز و لاشی و مفسد فی الارض هستن!!!!

همش هم آدمو با انگشت نشون میدن که تو فلانی و ....

خوبه از خونه نرفتم بیرون و جلوی مردم اون حرفا رو نزدم وگرنه سنگسار می شدم احتمالا.....فقط خانواده م بهم عنایت عجیبی داشتن این یکی دو روزه.

من که تلاش می کنم به هر کس با هر عقیده و باور و فکری احترام بذارم، پس چرا بقیه این احترامو ازم دریغ می کنن؟

یشتر آدما تا به یکی می رسن در مورد اعتقادش ازش می پرسن و وای به روزی که باورهاشون با باورهای اون بنده خدا یکی نباشه......یعنی دهنش سرویسه!

ــــــــــــــــــــــــــــ

خیلی وقته تلاش می کنم توقعم رو از آدما بیارم پایین، اما هنوزم دلگیر میشم از پررویی و پر توقعی بعضیایی که آدمو خر فرض می کنن.

نمی دونم شاید خرم واقعا !