قیچی به دست

چتریامو کوتاه کردم. خواهرمم پشت موهامو کوتاه کرد. البته 10 سانت مورد نظر رو کرد 20 سانت!

هی کج زد و واسه صاف کردنش مجبور شد اون یکی سمتو کوتاهتر کنه و همینجور ادامه داد....اما خوبیش اینه که سبک شد موهام :)))

ــــــــــــــــــــــــ

چند سالی میشه که خودمون تو خونه موهامونو کوتاه میکنیم. خیلیم خوشگل میشه. یه وقتایی بهتر از آرایشگاه حتی!

ابروهامم چند ساله فقط خودم برمیدارم. خوشم میاد همه کارای شخصیمو بتونم انجام بدم و لنگ کس دیگه ای نباشم.

کافی شاپ رویاهای من...

چهار سال پیش با دوستم ایده راه انداختن یه کافی شاپ رو داشتیم.

بیشتر کارهای طراحی و ایده پردازی هم با من بود. یکی از ایده های نابی که داشتم این بود که چون اسم کافه اسم یه درخته، برای هر میز هم اسم یه درخت رو درنظر بگیریم. حالا روی عکس اون درخت یا تندیس چوبیش یا.... بنویسیم و بذاریم سر هر میز به جای شماره :)

بماند که به خاطر مشکل مالی نشد ایده ها رو اجرایی کنیم؛ اما چند روز پیش یه گزارش از یه کافه خووندم که اسم هر کدوم از میزهاشون اسم یه درخت بود! و یاد کافه خودمون افتادم:)

هم برام جالب بود هم خورد تو ذوقم که ایده م به فکر کس دیگه ای هم رسیده :))))

زر مفت

به نظر میاد همونجور که قول دادن، دارن همه مون رو به مقام انسانیت می رسونن!!!

ــــــــــــــــــــــــــــ

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند.....

تنها چیزی که باعث میشه تابستون دوست داشتنی باشه، همین تعطیلی کلاساس که فرصت فراوونی واسه فیلم دیدن و کتاب خووندن و خوابیدن و کلاسای گوناگون علمی-هنری و سفر و چیزای دیگه جور میکنه.