اینم از این :)
خوب اینم از این:)))
عروسی هوشنگ هم خیلی خوب و خوش تموم شد![]()
من حسابی خوشگلتـــــــــــر شده بودم.البته حنابندون ریده شد به سر و کله ام ولی عروسی خوب بود. کلی هم رقص هم تو خونه تا آخر شب هم تو کوچه
کلی جیغ و سوت و کولی بازی و از این جلف بازیا 
تا یک هفته داشتم میمردم از پادرد، بس که قر دادم با اون پاشنه بلندا :))
ـــــــــــــــــــــــــــ
طفلک بابام خیلی خرج کرد واسه این عروسی..... هزینه هاش خیلی خیلی سرسام آوره !!
یعنی من عمرا واسه بچه ام همچین کاری بکنم. والا ! کون من و باباش پاره بشه پول در بیاریم بعد تو یه شب همش خرج بشه؟
ـــــــــــــــــــــــــ
دانشگاه هم شروع شده. هرچند هنوز کلاسا شروع نشدن ولی این هفته شاید حوصله م بگیره برم سر درس و مخش دانشگو:))
بی حوصلگیم یه طرف، درد زانوم هم از هر طرف داره داغونم می کنه...
ـــــــــــــــــــــــــ
خیلی شدید نیاز دارم که با یه روان شناس حرف بزنم ولی از بی پولی فعلا سراغش نمیرم...
ـــــــــــــــــــــــــ
پستم چقدر از هر دری سخنی شد:)))))
خوش باشین:)