سرنوشت غمناک بلاگفا...
یادش بخیر یه زمون تو بلاگفا کلی از وبلاگا آپدیت میکردن و گاهی حتی وقت نمیکردم به همه شون سر بزنم و پستای تازه رو بخوونم!
حالا؟
برهوتی شده بلاگفا.....
یادش بخیر یه زمون تو بلاگفا کلی از وبلاگا آپدیت میکردن و گاهی حتی وقت نمیکردم به همه شون سر بزنم و پستای تازه رو بخوونم!
حالا؟
برهوتی شده بلاگفا.....
پاییز 92 بود. درگیر جراحی پام و ....بودم و اوضاعم جالب نبود چندان.
اینجا با یه پسر خوب و متفاوت آشنا شدم به نام رضا. شیرازی بود. خیلی مهربون و بامعرفت و بچه پررو:)))
امروز که بعد از سالها گوشی قدیمیم رو روشن کردم، دوباره یادش افتادم :) هم دوست بودیم هم میزدیم تو سر و کله هم!
جالب بود برام که اون وقتا چه راحت به آدما اعتماد میکردم و باهاشون ارتباط میگرفتم!! هرچند خیلی راحت هم نه :))))))
خیلی دوست دارم بدونم تو چه حالیه این روزا. اون موقعا که داشت ارشد میخووند تو تهران و درگیر زندگی دانشجویی بود و به تهران هم چندان حس خوبی نداشت....اما حالا حتما عوض شده؛ شاید مثلا تا دکترا رفته و استاد دانشگاه شده، یا تو رشته خودش مشغول یه کاری شده، یا ازدواج کرده(بچه هم داره مثلا)، یا از ایران رفته(امیدوارم آرزوهاشون اینجا تلف نکرده باشه...)، یا..... .
رضاجان هرجا که هستی امیدوارم حالت خیلی خوب باشه. و امیدوارم کمتر از قبل بیشعور باشی