هنوز هم با چشم هایی پر از اشک....

مادربزرگم چند وقت پیش فوت کرد. همه مون عاشقش بودیم و داغدار شدیم، اما روی دو سه تا از بچه هاش این موضوع تاثیر شدیدی گذاشت....پدربزرگم هم که به معنی واقعی خواب و خوراک نداره. یعنی شبانه روز بیداره!

این حجم از محبوبیت و خوب بودن خیلی عجیب غریبه....از شهرهای مختلف اومده بودن برای تسلیت....چه جوری تونسته بود از بچه فسقلی همسایه تا پیرمرد پیرزنای همسن خودش تو فامیل یا محله یا حتی هم اتاقیش تو بیمارستان تو دوران شیمی درمانی رو اینطور شیفته خودش بکنه؟؟

همسرش و بچه هاش یک ماه و خرده ایه داغونن و هنوز هم نتونستن جای خالیشو هضم کنن. حتی من هم چند شب پیش دم دمای صبح یادش افتادم و از دلتنگیش کلی زار زدم....یادمه تو مراسم دفنش یا چهلمش گریه م بند نمی اومد.... و دیدن همچین چیزی از من برای خودمم عجیب بود. 

جای خالیش خیلی اذیتم میکنه....

ــــــــــــــــــــــــــــــ

ز فراق چون ننالم من دلشکسته چون نی 

که بسوخت بندبندم ز حرارت جدایی

هعی....

آزمونای پایان ترم پیرمو درآورده. دیگه به پوچی رسیدم انقد سعی کردم درس بخوونم و حواسم هم پرت هیچی نشه. به خودم میام میبینم دارم با یه موجود خیالی بحث سیاسی و اجتماعی و حتی عاشقانه میکنم!! در این حد:)))))

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

راستی پیر آدم کجاش میشه؟؟

ــــــــــــــــــــــــــــــ

مردم ایران خیلی پوست کلفتن...خیلیا !!!!! یعنی خودمونم فکر نمیکردیم در این حد توسری خور باشیم :/

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

دوشنبه کل بازار خودجوش و یه سریا هم به تشویق همکاراشون کرکره رو کشیدن پایین و به صف معترض ها پیوستن، اونوقت اون لا لو ها چند نفر هم بعد نیم ساعت که هجمه مردم از جلو مغازه شون رد شدن و رفتن به سمت خیابون، کرکره رو دادن بالا و به روز کاملا عادی شون ادامه دادن!!!! وطن فروشی که شاخ و دم نداره!!

جالبه همون آدم به تازگی و بخاطر بی ارزش شدن پول ملی 200 میلیون تومان ناقابل ضرر کرده!! داشتم فکر میکردم چقدر جیبش پره که با همچین ضرر هنگفتی هنوز اوضاع به نظرش قابل تحمله و اعتراضا واسش کشکه!

عادی خواهد شد....

اگه یه روز خبر تجاوز دسته جمعی و اختلاس میلیاردی تو این مملکت اسلامی و ولایی به گوش نرسه، جای تعجب داره!